پارت هجده :

در را پشت سرم بستم و به دیوار کنار در تکیه زدم. آریا بروی صندلی راک نشسته بود و آرام تاب می خورد و فقط صدای جیر جیر پایه ی هلالی صندلی بروی پارکت اتاق بود که بگوش می رسید و نفسهای آرام و کشیده ی مردی که پس از یک ماه درگیری و بحث و آشفتگی ذهنی بلاخره تصمیم گرفته بود آرام بگیرد و کمی گوش کند. خسته بودم؛ اینروزها زیاد خسته می‌شدم و پاهایم توان وزنم کمم را نداشت. همین طور که این پا و آن پا می کرØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهام

    2

    💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘

    ۴ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    🙏🥰💖

    ۴ ماه پیش
  • منصوره

    2

    خوشحالم که این رمان رو دنبال میکنم عالیه عالییییییییی

    ۴ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    قشنگم مرسی از انرژی های مثبت تون

    ۴ ماه پیش
  • دریا

    1

    دوست دارم ادامه شو بخووونم عالیه عالییییی

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم گل قشنگممم

    ۵ ماه پیش
  • نسیم

    2

    اخ جون بالاخره سر عقل اومد ولی لاوین دختر سرتقیتو رو نکرده بودیا شیطون😉😉 اخ اخ الان دوباره *** نشی با یه بوسه گولشو بخوریا🙄🙄

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بوس چیه این تله است خخخ

    ۵ ماه پیش
  • باران

    2

    توروخدا زود زود پارت بذار خیلی رمانت خوبهههههههه 🙂🌼

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمممم چشم سعی میکنم در حد توان پارت طولانی بزارم 😘💖

    ۵ ماه پیش
  • باران

    1

    مرسیییی از توجه شما 🥰

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزی دلییی شما

    ۵ ماه پیش
  • حنا

    2

    یعنی ژیوار کیه که انقد اقای شوهر رومخ یهو جدی شد و غیرتی

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ژیوار سورپرایزه😎👍

    ۵ ماه پیش
  • Yasna

    4

    من اصلا دختره رو درک نمیکنم احساس میکنم کرم داره

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    تیز بینانه به موضوع نگاه کردی گلم

    ۵ ماه پیش
  • ایتا

    4

    میشه زود زود بزاریدش ادم اینجوری کلافه میشه

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    روزانه یک پارت بلند میزارم که گلم

    ۵ ماه پیش
  • م

    4

    اینم از عاقبت دست و پا زدن الکی برای یه آدم بی ارزش 😠

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزممم 😊

    ۵ ماه پیش
  • سوگل

    2

    عالیه فقط اعلام ساعت پارتگذاری داشتید بی نظیر میشد ولی در کل تا آخرین پارت چشم بر نداشتم از رمان اونقدر غرقش شدم

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عالی حضور شماست مهربونم در مورد ساعت پارتگذاری چون نمی خوام بد قول بشم اینکارو نمیکنم و معمولا شبها پارت جدید گذاشته میشه

    ۵ ماه پیش
  • سوگل

    2

    دست مریزاد به قلم و نوشته هاتون لذت بردم 💯

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    من ممنونم همراهم هستید عزیز💖

    ۵ ماه پیش
  • نازنین

    3

    بنظرم اریا هنوزم از ته ته قلبش لاوین را دوست داره ولی هربار که به دروغی که لاوین بهش گفته فکر میکنه وجودش لبریز از کینه میشه من که تا الان رو این بستم که اریا پشیمون بشهو به هم برگردن حالا نویسنده خلاقمون در ادامه چی برامون داره کنجکاوم کرده

    ۵ ماه پیش
  • آمنه

    2

    من هیچ وقت دوست ندارم آریا بخشیده بشه و لاوین دوباره برگرده همه رفتارهاش قابل تحمل هستند جز زمانی که اون زن آورده بود توی خونه پس بانو حق یک زن نیست که خار وخفیفش کنن من ناراضی برای برگشت البته از لحاظ روحیه خودم گفتم

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عجله نکن عزیزم داری زود قضاوت میکنی بیشتر از این نمی تونم توضح بدم قصه اسپویل میشه 😎

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ریز بینی عالی و نکته سنجی خوبی داری عشقم

    ۵ ماه پیش
  • نازنین

    1

    قربونت نویسنده جونم

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمی قشنگم زنده باشی 😘💖

    ۵ ماه پیش
  • تارا

    2

    بی نظیر بود قلمتون رمان عالی و دوست داشتنی☺️

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمی قشنگم

    ۵ ماه پیش
  • تارا

    2

    این پارت آخری دو تا نظریه داره یا برده دوباره کتکش بزنه یا اینکه...🤭🤭🤭🤭🫣🫣

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    یا اینکه😉

    ۵ ماه پیش
  • تارا

    2

    دارم دیوونه میشم از فضولی ژیوار کیهههههه؟؟؟؟؟😬

    ۵ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    جونه دلم؛ ژیوار شخصیت جدید رمانه که نقش پر رنگی تو قصه داره

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️